عدم تعادل درپتاسيم

 

 

 

 

پتاسيم ، الكتروليت اصلی داخل سلولی است كه برای عملكرد عصبی عضلانی ميزان آن مهم است .  ميزان طبيعی پتاسيم سرم 5 – 5/3 ميلی اكی والان در ليتر می باشد كليه تنظيم كننده اصلی تعادل پتاسيم بوده و اين عملكرد را از طريق مقادير دفع شده پتاسيم از طريق ادرار انجام می دهد .

كمبود پتاسيم ( هايپوكالمی )

به غلظت كمتراز 5/3 ميلی اكی والان در ليتر ، هايپوكالمی می گويند .در آلكالوز با وجود ميزان طبيعی پتاسيم نيزهايپوكالمی ايجاد می شود . پتاسيم 80 % از طريق كليه و 20 % از طريق روده ها و عرق روزانه دفع می شود .

پاتوفيزيولوژی :

از دست دادن گوارشی پتاسيم ، شايع ترين علت كمبود آن می باشد .  استفراغ، ساكشن محتويات معده ، اسهال ، ايلئوستومی جديد ، آدنومای ويلوس ، هايپرآلدسترونيسم ، ديورتيك های دافع پتاسيم مانند تيازيدها ، كورتيكواستروييدها ، پنی سيلين سديم ، كاربنی سيلين و آمفوتريسين B ،ترشح بيش از حد و دايمی  انسولين،عدم دريافت رژيم غذايی معمولی مانند سالمندان ، معتادان و بيماران بی اشتها ، آلكالوز، هايپومنيزمی از عوامل ايجاد كننده ی هايپوكالمی هستند . دفع پتاسيم از طريق كليه ها همراه با آلكالوز متابوليك می باشد .

علايم :

علايم بالينی در سطح سرمی 3 ميلی اكی والان در ليتر ظهور می كند و عبارتند از  : خستگی ، بی اشتهايی ، تهوع ، استفراغ ، ضعف عضلات ، كرامپ ساق پا ، كاهش حركات روده ای ، پاراستزی ، ديس ريتمی ، افزايش حساسيت نسبت به ديژيتال ها .در هايپوكالمی مزمن ناتوانی كليه ها در تغليظ ادرار و رقيق شدن ادرار ، پرادراری ، شب ادراری ، تشنگی بيش از حد در فرد ، كاهش ترشح انسولين و عدم تحمل گلوكز ، كاهش قدرت عضلانی و رفلكس های تاندونی ايجاد می شود . در هايپوكالمی شديد منجر به ايست قلبی تنفسی و باعث مرگ می شود .تاثير مستقيم اين پديده بر روی نوار قلبی شامل صاف شدن موج T يا معكوس،  ظاهر شدن موج U و پايين افتادن قطعه ST  می باشد . با انجام تست دفع پتاسيم ادرار 24 ساعته ، بين دفع پتاسيم از راه كليوی يا غير كليوی تمايز قائل می شود . دفع پتاسيم بيش از 20 ميلی اكی والان در 24 ساعت ، همراه با هايپوكالمی نشانه ی دفع كليوی پتاسيم است .

درمان :

در صورت عدم افزايش پتاسيم از طريق اصلاح رژيم غذايی ، از درمان جايگزين خوراكی و وريدی می توان استفاده كرد . جهت درمان می توان روزانه 80 – 40 ميلی اكی والان در روز برای بالغين استفاده كرد . مكمل های پتاسيم خوراكی موجب زخم های گوارشی می شود ، بنابراين لازم است بيمار را از نظر نفخ ، درد و خون ريزی از دستگاه گوارش مورد بررسی قرار گيرد .

مراقبت پرستاری : لازم است پرستار بيماران در معرض خطر را از نظر بروز زودرس علايم پايش كنند و اقدامات پيشگيری كننده لازم را انجام دهند .

درمان طبی : تجويز پتاسيم در صورت وجود دفع ادرار طبيعی انجام می شود . در صورت كاهش در حجم ادرار كمتر از 20 ميلی ليتر در ساعت برای مدت 2 ساعت متوالی نشان دهنده آن است كه جريان انفوزيون پتاسيم بايد قطع گردد . پتاسيم نبايد به صورت سريع در وريد تزريق گردد، بلكه لازم است از طريق پمپ تزريق انجام گردد. غلظت پتاسيم در تزريق وريدی 20 ميلی اكی والان در 100 ميلی ليتر است ، كه نبايد با سرعت بيشتر از 20 – 10 ميلی اكی والان در ساعت تزريق گردد . در زمان دريافت پتاسيم وريدی دريافت می كند ، عملكرد كليوی او از طريق اندازه گيری سطح اوره و كراتينين و ميزان برون ده ادراری بايد كنترل گردد .

افزايش پتاسيم ( هايپركالمی )

هايپركالمی به ميزان پتاسيم بيش از 5 ميلی اكی والان در ليتر می گويند و اغلب به دنبال روش های درمانی ايجاد می شود .

پاتوفيزيولوژی :

ممكن است هايپركالمی كاذب ايجاد شود . شايع ترين علت ايجاد هايپركالمی كاذب ، سفت بستن تورنيكت در حين گرفتن نمونه خون و هموليز نمونه قبل از آناليز آن است .ساير علل عبارتند از : لكوسيتوز ، ترومبوسيتوزيس ، گرفتن نمونه خون از بالای محلی كه پتاسيم در حال تزريق است و سابقه خانوادگی هايپركالمی كاذب كه در آن پتاسيم از گلبول های قرمز قبل از انجام آناليز و آزمايش بر روی نمونه به بيرون تراوش می نمايد .

علت اصلی هايپركالمی ، كاهش دفع كليوی پتاسيم است . بيمارانی كه دچار هايپوآلدسترونيسم و بيماری آديسون هستند ، به دليل كاهش ترشح  هورمون های غده فوق كليوی در معرض دفع سديم و احتباس پتاسيم قراردارند  . داروهای ايجاد كننده اين حالت عبارتند از : كلرايد پتاسيم ، هپارين ، مهار كننده های ACE ، كاپتوپريل ،ضد التهاب های غير استروئيدی ، و داروهای مدر نگهدارنده پتاسيم ، كه در اغلب اين موارد تنظيم پتاسيم به دليل اختلالات كليوی به مخاطره می افتد. در بيماران با نارسايی كليوی خون كهنه نبايد تزريق شود زيرا غلظت پتاسيم سرم موجود در آن به دليل از بين رفتن گلبول های قرمز افزايش خواهد يافت . در اسيدوز ، پتاسيم از سلول خارج شده و به طرف ECFمی رود و موقعی اتفاق می افتد كه يون هيدروژن وارد سلول می شود . به هنگامی كه آسيب وسيع بافتی مانند سوختگی ها ، له شدگی و كوفتگی ها يا عفونت وجود داشته باشد ، بالا رفتن پتاسيم خارج سلولی بايد پيش بينی شود .

علايم : مهمترين عارضه هايپركالمی تاثير برميوكارد است . علايمی كه در غلظت 6 ميلی اكی والان آغاز می شود عبارتند از:  موج Tباريك و نوك تيز ، افت قطعه ST و كوتاه شدن  فاصله QT ،طولانی شدن PR و ناپديد شدن موج P و طولانی شدن كمپلكس QRS ، بروز ديس ريتمی بطنی و ايست قلبی .توقف دپولاريزاسيون در عضله منجر به بروز ضعف عضلانی ، فلج در دست و پاها ، عضلات تنفسی و عضلات دخيل در تكلم می شود . تهوع ، كوليك روده ای متناوب و اسهال از علايم گوارشی اين پديده است . اسيدوز متابوليك نيز ايجاد می شود .

 

درمان :

با محدود كردن پتاسيم دريافتی از طريق غذا و دارو در مرحله خفيف درمان آغاز می شود.

1) در بيماران با نارسايی كليوی از كی اگزالات استفاده می شود .

2) در مرحله شديد از تزريق كلسيم گلوكانات جهت خنثی كردن عوارض هايپركالمی بر قلب استفاده می شود .

4) تزريق سديم كربنات جهت قليايی كردن محيط خون و حركت پتاسيم به داخل سلول استفاده می شود

5) تزريق وريدی انسولين رگولار و دكستروز هايپرتونيك جهت حركت پتاسيم به داخل سلول استفاده می شود .

6) داروهای مدر مانند فوروسمايد ، آگونيست های بتا 2 مانند آلبوترول ( درصورت عدم ايسكمِ قلبی ) جهت كنترل پتاسيم استفاده می شود .

7) در نهايت از همودياليز و دياليز صفاقی استفاده می شود .

مراقبت پرستاری :  لازم است پرستار بيماران در معرض خطر را از نظر بروز زودرس علايم پايش كنند و اقدامات پيشگيری كننده لازم را انجام دهند .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *